اینک زمین لرزه، در گفت و گو با پژوهشگر زلزله – داستان و حکایت

ارسال شده توسط

هفته نامه کرگدن – المیرا حسینی: ترس، اولین احساسی است که در مواجهه با ناشناخته ها به سراغ انسان می آید. زلزله ۲۹ آذر ماه از جنس همین ناشناخته ها بود
ما چند گسل اصلی در تهران داریم؟ اگر برای گسل شمال تهران اتفاقی بیفتد، چه تاثیری روی کل تهران دارد؟ آیا شمال تهران بیشتر تاثیر می گیرد؟

بر اساس سابقه های رخداد زلزله های قبلی چنین تخمین هایی را می زنند. اگر بخواهیم از این فراتر برویم و در مورد دهه آینده که گفتم نظر بدهیم، نیازمند نوع دیگری از برآورد و تخمین میزان تغییر شکل است و تجربه میزان زلزله هایی که اتفاق می افتد و بررسی دقیق این که چقدر از این تغییر شکل به صورت بی لرزه و خزش و خمش آزاد می شود و چقدر از این تغییر شکل به صورت لرزه ای. همه اینها نیازمند تجهیزات سطح بالا، مدرن و امروزی است و هم افراد متخصص و درجه یکی که بتوانند آن محاسبات را انجام دهند و تغییرات را ارزیابی کنند.

– اگر عمق بیشتر باشد، آسیب ناشی از زلزله کمتر است، ولی محدوده ای که تکان می دهد احتمالا بزرگ تر می شود، اما اگر اندازه رخداد بزرگ تر بود، یعنی به جای ۵٫۲ ریشتر ۵٫۷ ریشتر بود یا اگر زمانی که طول می کشید، بیشتر می شد و به جای آن که آن قسمت اصلی شش، هفت ثانیه طول بکشد، ۱۶ ثانیه به طول می انجامید، حتما میزان خرابی ها بیشتر می شد.

هفته نامه کرگدن – المیرا حسینی: ترس، اولین احساسی است که در مواجهه با ناشناخته ها به سراغ انسان می آید. زلزله ۲۹ آذر ماه از جنس همین ناشناخته ها بود. صف طویل ماشین ها که تلاش داشتند خود را از محدوده خطر دور کنند و افرادی که تا چند شب پس از زلزله بساط زندگی خود را در پارک ها پهن می کردند، گواهی بر این مدعاست. برای همین هم در چند وقت اخیر خبرنگاران بسیاری از کارشناسان زلزله شناس برای درک درست از ماهیت این اتفاق مدد گرفته اند.

 اینک زمین لرزه

شاید آن قدری که این روزها با زلزله شناسان درباره زمین لرزه اخیر صحبت شده در طول سال با سیاستمداران و هنرمندان گفتگو نشده باشد؛ اما نکته اینجاست که گاه صحبت های کارشناسان در فضاهای مجازی مغلوب می شود و استرس بیشتری را به مردم وارد می کند. به همین دلیل سراغ مهدی زارع، استاد پژوهشگاه زلزله شناسی، رفتیم تا حقایق را درباره ماهیت زمین لرزه های اخیر بدانیم.
– به طور مشخص زلزله های بزرگ تر از ۶ و ۷ ریشتر در بیست سال گذشته تعداد محدودی بوده است، بنابراین اگر نسبت آماری را از سه دهه گذشته مقایسه کنیم، برآورد ما برای دهه پیش رو این است که رخداد زلزله با بزرگای بیش از ۶ و بیش از ۷ ریشتر در این دهه حدود ۲٫۵ تا ۳٫۵ برابر شود. البته از نظر تعداد زلزله های کوچک ممکن است یک تعادل کلی برقرار باشد اما مسئله این است که زلزله های کوچک نه خرابی زیادی ایجاد می کنند و نه اصلا خبری می شوند و آنچه ما معمولا می شنویم، مربوط است به زلزله های بزرگ تر.

 اینک زمین لرزه

کدام مناطق بیشتر در معرض خطر هستند؟ می خواهم بدانم گسل های اصلی ایران و مناطق بیشتر زلزله خیز در کدام نواحی هستند؟
آیا این زلزله بخشی از همان زلزله بزرگ تهران است که سال هاست در مورد آن به ما هشدار می دهند یا این دو ربطی به هم ندارند؟

– اولا خود این اتفاق یک رویداد متوسط بود، بنابراین به عنوان اتفاق متوسط فقط اهمیت متوسط بودنش را باید در نظر بگیریم، چون اینجا تراکم جمعیت بالاست و بیش از ۲۰ میلیون نفر جمعیت را در این پهنه داریم، بنابراین کسانی که این زلزله را حس کردند، بسیار قابل ملاحظه بوده اند و  حدود یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل می دهند. نکته دوم این است که منتهی الیه شرقی گسل ماهدشت جنوب کرج به غرب قطعه گسل شمال تهران در منطقه وردآورد می رسد و این رسیدنش به قطعه گسل شمال تهران عملا توجهی را بر می انگیزد به این معنی که اگر در نظر بگیریم این گسل شمال تهران در همان انتهای غربی خود به سمت کرج آماده گسیخته شدن باشد، این تغییر و تنشی که زلزله روز ۲۹ آذر ماه ایجاد کرده است، می تواند احتمال رخداد گسیختگی گسل شمال تهران را بیشتر کند.

ما یک توان لرزه ای روی گسل شمال تهران داریم که بزرگای حداکثر ۷٫۵ ریشتر خواهد داشت و باید این بررسی شود که آیا گسل شمال تهران آماده گسیخته شدن هست یا نه. اطلاعی که از این گسل داریم این است که فعال است و ۳۲۰۰ سال است که زلزله مهمی به ویژه روی قسمت غربی اش اتفاق نیفتاده. نکته سومش این است که وضعیت کنونی این گسل چگونه است؟ در مورد وضعیت کنونی آن، آنچه به عنوان آمار زلزله های قبلی در دسترس است، به ما نشان می دهد که خیلی زلزله کوچک روی گسل شمال تهران به ویژه اخیرا نمی بینیم. این که ما زلزله کوچک روی گسل شمال تهران نمی بینیم، دو علت دارد؛ اگر خیلی خوشبین باشیم، می گوییم زلزله ای ندارد و ساکت است، اگر بخواهیم محافظه کار و نسبتا بدبین باشیم، آن وقت باید فکر کنیم که این گسل در یک سکوت لرزه ای رفته است و این پتانسیل بریده شدن و گسیخته شدن را دارد. و البته اگر واقعا بخواهیم بدانیم که این گسل چه رفتاری دارد، باید مطالعات سنجش نقشه برداری دقیق انجام شود.
– البته که به دلیل گسترش رسانه های جمعی بیشتر در جریان زمین لرزه ها قرار می گیریم، ولی در حالت کلی نیز بعد از یک دوره نسبتا کم رخدادتر زمین لرزه ها، در یک دوره زمانی قرار گرفته ایم که مخصوصا بعد از زلزله سرپل ذهاب تعداد رخداد بیشتر است و با تعداد فراوان تر گزارش می شود. بنابراین دلیل این که ما این اتفاقات را به صورت پی در پی می بینیم، از نظر ما صرفا این است که از یک مقطع زمانی و از پایان یک دوره کم رخداد از نظر زمین لرزه ورود پیدا کرده ایم به دوره ای که تعداد زمین لرزه ها بیشتر شده و قرار است آن کمبود جبران شود.

زلزله ای که اخیرا اتفاق افتاد، مربوط به کدام گسل بود؟

– برخلاف عده ای، ما گسل اشتهارد را در این زمینه مسبب نمی دانیم و دوستانی که چنین اظهارنظری کرده اند، از وجود گسل مهمی به نام ماهدشت جنوب کرج بی اطلاع بودند. ما گسلی در دشت جنوبی کرج داریم به نام گسل ماهدشت جنوب کرج که آن گسل از نظر ما مهم ترین موقعیت را دارد برای مسبب بودن برای زلزله ۲۹ آذر ۹۶٫

چند وقتی است که گویا ایران روی موج زلزله قرار گرفته، علت زلزله های پشت سر هم چیست؟ آیا اینها برای ما حامل پیامی هستند یا این که فقط به خاطر گسترش رسانه های جمعی بیشتر در جریان آنها قرار می گیریم؟

به همین دلیل میزان تلفاتی هم که ذکر شده یا بعدها ممکن است ذکر شود، عمدتا بر این پایه است که یک درصدی را از جمعیت تحت تاثیر به عنوان جمعیتی که ممکن است کشته شود، در نظر می گیرند. مثلا اگر یک میلیون نفر را در یک اتفاق فرضی در نظر بگیریم، از این تعداد یک درصدشان در اتفاقی که وسط روز رخ می دهد، کشته می شوند، بنابراین ممکن است ۱۰ هزار کشته در آن اتفاق خاص داشته باشید. باقی برآوردهایی هم که می شود از همین جنس است. یعنی می گویند مطابق اتفاقاتی که در جاهای دیگر رخ داده است، اگر این اتفاق بیفتد و این مقدار جمعیت تحت تاثیر باشد و حادثه در نیمه شب پیش بیاید، ۱۰ تا ۴۰ درصد جمعیت تحت تاثیر کشته می شوند، ولی اگر در روز باشد یک تا ۱۰ درصد جمعیت را در نظر می گیرند.

ما بین ۲۵ تا ۳۰ ایستگاه در تهران نیاز داریم که بتوانیم گسل شمال تهران و گسل های اطرافش را با دقت بالا رصد کنیم، در حالی که ما در حال حاضر فقط یک ایستگاه از این نوع داریم و طبیعتا ایستگاه های لرزه نگاری پرتعدادتری نیاز است. اگر ایستگاه های لرزه نگاری مان به جای ۱۵ ایستگاهی که الان هست، به ۳۵۰ ایستگاهی می رسید که در استانبول وجود دارد، وضعیت مان از نظر سنجش خیلی متفاوت می شد و می توانستیم با یک نگاه دقیق تر در مورد وقوع هر نوع حرکت یا احتمال هر نوع حرکتی در گسل شمالی تهران صحبت کنیم. در نبود آن امکاناتی که عرض کردم ما چاره ای نداریم جز این که نگاهی محافظه کارانه داشته باشیم. این نگاه محافظه کارانه اولا علمی است و ثانیا به ما کمک می کند که اگر دچار حادثه ای شدیم، حداقل قافلگیر نشویم.

– گسل های اصلی که از خود تهران رد می شوند، یکی گسل شمال تهران است، دیگری گسل نیاوران به پردیسان که به موازات گسل شمال تهران قرار دارد و بخش های شمالی و مرکزی تهران را درگیر می کنند. در جنوب تهران هم گسل کهریزک را داریم و گسل ایوانکی که هر کدام از اینها به بخش هایی از پهنه شرقی تهران می رسند؛ ولی بحث من این است که این روند اگر بتواند گسل شمال تهران را تحریک کند و در این گسل گسیختگی ایجاد شود، فقط مناطق اطرافش آسیب نمی بینند، بلکه جاهای مختلفی از شهر درگیر می شوند و حتی ممکن است بخش های جنوبی و مرکزی بیشتر آسیب ببینند، زیرا بافت های فرسوده در مناطق مرکزی و جنوبی بیشتر هستند و خاک نرم نیز در این مناطق بیشتر است. سطح آب زیرزمینی هم در مناطق مرکزی و جنوبی بیشتر است و جمعیت بالاتری دارد؛ بنابراین در منطقه جنوبی ریسک بالاتر است. به طور کلی اگر هر کدام از گسل ها از جمله گسل شمال تهران جنبشی نشان دهند، به نظر می آید که آسیب های در مناطق مرکزی و جنوبی تهران بیشتر باشد.

 اینک زمین لرزه

کسانی که زلزله را احساس کرده بودند، درباره زمان کوتاه آن صحبت می کردند و معتقد بودند اگر زمان بیشتری طول می کشید، آسیب هایی وارد می شد. آیا شما این مسئله را قبول دارید یا معتقدید شدت این زلزله در حدی نبود که آسیب جدی وارد کند؟ رابطه عمق زمین لرزه با شدت زلزله به چه شکل است؟ اگر به جای هفت کیلومتر این زلزله در عمق بیشتر یا کمتری اتفاق می افتاد، چه نتیجه ای در پی داشت؟
این در حالی است که ما چنین چیزی نداریم و فقط می دانیم در تهران زلزله ای با بزرگای حداکثر ۷٫۵ ریشتر می تواند در مناطق شمالی شهر یا مناطق جنوبی اتفاق بیفتد و این که تبعاتش چه خواهد بود، فقط می دانیم بد است و مثال هایی زده می شود مثل حادثه پلاسکو یا اتفاق های دیگر؛ اما این که واقعا اتفاقات مختلف چه هستند و ابعاد و اثراتشان بر هم چگونه است، هیچ کس این را نشان نداده است.

بنابراین اگر برگردم به زلزله ۲۹ آذر ماه یک سناریوی ویژه می تواند این باشد که گسلی الان جابجا شده و ما می دانیم در انتهای شرقی خودش سطح تنش را تغییر داده است. حال اگر این تغییر سطح تنش بتواند منشأ گسیخته شدن گسل شمال تهران باشد، نتیجه می گیریم که شهر تهران باید خودش را برای یک اتفاق مهم آماده نگه دارد تا اگر زلزله بزرگی رخ داد، غافلگیری اتفاق نیفتد یا آسیب ها کمتر باشد.

خب اینها خیلی کلی است و از چند ۱۰ هزار نفر به چند میلیون نفر می رسد و طبیعتا ریشه دقیقی ندارد و سنجش شما علمی، واقع بینانه و با دقت بالا نخواهد بود. هر موقع که آن سناریوها به صورت علمی محاسبه شدند، آن وقت می شود راجع به این احتمال تلفات مختلف و سناریوهای مختلف هم صحبت کرد.

 اینک زمین لرزه

خطر گسستگی در گسل شمال تهران به خاطر جنبش گسل ماهدشت تا کی ادامه دارد و مردم تا چه زمانی باید هشیار باشند؟
این مشکلات فقط با بحث توصیفی و شفاهی حل نمی شود. اگر ما تا ۱۰ سال دیگر این کار را نکنیم، باز ۱۰ سال دیگر همین جایی ایستاده ایم که الان هستیم. بهتر است که از همین الان شروع کنیم و سرمایه گذاری هایی در این زمینه انجام شو.د و زیرساخت ها ارتقا پیدا کند. ما در این زمینه از نظر زیرساخت ها حداقل ۱۰ تا ۱۵ سال از متوسط دنیا عقبیم. از نظر دانشمندها و توان تخصصی از دنیا عقب نیستیم و در زمینه های مختلف به اندازه ای که مرتبط با این علم است، شناخت کافی داریم و می دانیم که دقیقا باید چه کنیم. امیدوارم که این اتفاق ها سریع بیفتد تا اطلاعاتی که به شما می دهیم، جواب های عددی تر، دقیق تر و واقع بینانه تری باشد.

ارقامی درباره میزان کشته های احتمالی زلزله بزرگ تهران گفته می شود که از دو تا هفت میلیون نفر متغیر است. آیا واقعا ما می توانیم رقمی در این مورد بگوییم یا همه اینها بر مبنای حدس و گمان افراد است؟ از طرفی گفته می شود زلزله تهران فقط به خرابی ساختمان ها منجر نمی شود. ما در تهران مسئله فاضلاب گسترده زیر شهر تهران، قنات ها، موش ها و امکان آتش سوزی گسترده را داریم. بر همین مبنا می گویند حتی بازماندگان پس از زلزله هم در امان نیستند. چه میزان از این حرف ها به حقیقت نزدیک است؟

– در ایران جاهایی را داریم که زلزله خیزی بیشتری دارند مثل رشته کوه های زاگرس که حدود سه چهارم زلزله های ایران در آنجا اتفاق می افتد. این از نظر فراوانی است و گسل هایی هم داریم که توان لرزه زایی دارند و ریسک زمین لرزه های مهم در آنها بالاتر است و جاهایی معمولا کاندیداهای مهم رخدادهای بعدی هستند که یک مقطع زمانی طولانی نبود لرزه ای را در آنها شاهد باشیم. یعنی ما یک سکوت قابل ملاحظه ای را از نظر زمانی روی یک قطعه از گسلی داشته باشیم که قبلا یک اتفاق مهم در آن افتاده است. به طور خلاصه جواب شما این می شد که ما اولا در جاهایی که قبلا انتظار داشتیم لرزه خیزی شان بالاتر باشد. نکته سوم که فکر می کنم از همه مهم تر است، این است: بین محل هایی که هم کاندیدای رخداد هستند و هم زلزله مهمی در آنها می تواند اتفاق بیفتد، جاهایی از همه مهم تر هستند ه مناطق با تراکم جمعیتی بالا باشند، مثل مراکز استان و کلانشهرها، این مکان ها ریسک پذیرترین نواحی ما هستند که من به عنوان مثال فوری از تهران، کرج، تبریز، مشهد و کرمان یاد می کنم. البته خیلی از مناطق جمعیتی هستند که این ویژگی ها را همچنان دارند.

این دوره پررخداد چقدر طول می کشد؟ آیا ما در گذشته این بازه زمانی را داشته ایم؟ شدت زلزله ها قابل پیش بینی است؟

– آمار حدودی می توانیم بدهیم، ولی این را که واقعا چه اتفاقی می افتد نمی دانیم، زیرا کسی تا به حال سناریوهای مختلف را محاسبه و طراحی نکرده است. به این معنی که کسی بر اساس محاسبات نشان نداده اتفاقات محتمل چه تبعاتی می تواند داشته باشد. مثلا بگوید اگر زلزله ای مثل زلزله سرپل ذهاب در تهران اتفاق بیفتد، میزان خرابی ها و آسیب های اولیه و ثانویه چقدر است. نکته این است که شما باید بتوانید بیان کنید راه های مقابله و راه های مواجهه با این تبعات چیست و این را باید از قبل دید. اگر این کار اتفاق افتاده باشد، آن وقت است که گفته می شود سناریوی رخداد مشخص شده است.

– راستش مردم نمی توانند خیلی کار خاصی انجام دهند و این طور مباحث بیشتر مباحث برنامه ریزی کلان است و نگاه ها در سطح حاکمیت باید به این قضیه باشد تا میزان آسیب وارده محدود شود؛ ولی این که تبعات حرکت گسل ماهدشت جنوب کرج روی گسل شمال تهران تا چه زمان معلوم می شود؛ از دو هفته تا سه، چهار ماه ممکن است طول بکشد.

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *